تبليغاتX
ღ♥ღعشقღ♥ღ

ღ♥ღعشقღ♥ღ

با ارزش تر از دوستی با مردم نیست...!!!

برو دیگه

 

میرم یه روز....... تنها بمون

تو رو دیدم با دیگرون

برو دیگه نامهربون

دیگه نگو دوستم داری

دیگه نگو با من بمون

توئی که تنهام میذاری

مال منی یا این و اون

همه اش میگی میرم یه روز

میرم و تو تنها بمون

" حالا دیگه من این دفعه

نمیخوامت اینو بدون

دیگه دلم مال تو نیست

برو دیگه پیشم نمون ن ن ن ن.........."

توئی که تنهام میذاری........تنها بمون 

" حالا دیگه من این دفعه

نمیخوامت اینو بدون:

دیگه دلم مال تو نیست

برو دیگه پیشم نمون ن ن ن ن.........."

کاشکی دلم مال تو بود

از همه ی بود و نبود 

کاشکی فقط یه کوچولو

دلم تو فکر تو نبود 

کاشکی میشد توی گلوم

بغض نبودنت نبود

دیگه دلم مال تو نیست

برو دیگه پیشم نمون ن ن ن ن ن...... 

دیگه نگو دوستم داری ی ی ی ی........

آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه.......

" تو رو دیدم با دیگرون

برو دیگه نامهربون

دیگه نگو دوستم داری

دیگه نگو با من بمون..."

برو دیگه از کنارم

دیگه تو رو دوست ندارم

حالا ببین میرم یه روز

میرم و تنهات میذارم

" کاشکی فقط یه کوچولو

دلم تو فکر تو نبود

کاشکی میشد توی گلوم

بغض نبودنت نبود...."

مثه یه اشک کوچولو

چیکه چیکه دوون دوون

کوله بارمو می بندم

میرم از ذهن تو بیرون

تو رو دیدم با دیگرون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دیگه نامهربون

برو دگه نامهربون ن ن ن ن ن ن ن........

ای نا مهربون ن ن ن ن

برو از ذهن من بیرون ن ن ن ن ن....

.

.

.

.

 

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط ...  | 

یه سری عکس عاشقانه

 

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط ...  | 

منتظرم

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط ...  | 

دوست داشتن

دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟
دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟
دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره...
حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش... حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟
بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش نبوده

عاشقانه

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط ...  | 

دارم واسه تو می نویسم

دارم از تو مي نويسم كه نگي دوست ندارم

از تو كه بايه نگاهت زير ورو شد روزگارم

دارم از تو مي نويسم

موقع نوشت و وقت اسم گذاشتن

كسي روجز تو ندارم اسمي جز تو نميذارم

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگينه اون از غصه توست

+ نوشته شده در  86/06/12ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط ...  | 

لحظه دیدار

باز می آید ز راه سال روز خاطره
روز دیدار نخست در میان ابرو مه
من بر بال خیال می روم دوردست ها
می نشینم پیش تو در دل سپیدی ها
میدود شوری دگر در میان دیده ام
می نشیند عطر تو در هوای سینه ام
روز عشق بود آن روز
روز دیدار تو بود
در میان سینه ام
شوق دیدار تو بود
روزی ازعشق و نیاز
روزی از جنس بلور
روز سرشار از امید
روزی از جنس بهار
می گشایم دیده را می روم سوی خیال
می روم شاید ترا باز بینم در خیال
سوی آن باغ بزرگ
سوی آن باغ امید
سوی آن جایی که من
با تو بستم عهدِ امید
باز می آید ز راه عطر دل انگیز تو
می نشینم آن جا درانتظار روی تو
می گریزند سایه ها می روند از پیش من
لیک شوقی غریب می دود در چشم من
باز می گویم به خویش شاید او را دیدمش
باز شاید آمدی از رهی سوی دلم
لحظه ها از پی هم می گریزند با شتاب
لیک نقش زیبای ترا من نمی بینم زراه
با دلی غمگین ، تهی
می روم من بی درنگ
می گذارم جای تو
یک رُز سرخ قشنگ

+ نوشته شده در  86/06/11ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط ...  | 

تو قسمت نظرات مطالب کوتاه عاشقانه خود را ارسال کنید.

سلام دوستان خوبید.قراره که هر کسی مطلب عاشقانه ای داره تو قسمت نظرات مطرح کنه تا به اسمش و آدرش سایتش  تو وبلاگم نوشته بشه تا شاید این طوری بازدید سایتش بره بالا.البته دوستانی هم که سایت یا وبلاگی ندارند هم می تونند مطلب بفرستند.منتظر مطالب عاشقانتون هستم.بای
+ نوشته شده در  86/06/11ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط ...  | 

هنوز هم دوستت دارم

چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم

+ نوشته شده در  86/06/09ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط ...  | 

رفتم

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بی اميد
در وادی گناه و جنونم كشانده بود


رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشك های ديده ز لب شستشو دهم
رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

 
رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

 
رفتم كه گم شوم چو يكی قطره اشك گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، كه در سياهی يك گور بی نشان
فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگی

 
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده های وحشی توفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم

 
ای سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير
می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم
مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسير

 
روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خويش
در دامن سكوت به تلخی گريستم
نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

+ نوشته شده در  86/06/09ساعت 6:11 قبل از ظهر  توسط ...  | 

نامهربون

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

 

                           اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

 

  چو شمعی سوختم از آتش عشق

 

                           مرا آتش به جان بگذار و بگذر

 

  دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

 

                           بر این دل هم نشان بگذار بگذر

 

  دو چشمی را که مفتون رخت بود

 

                          کنون گوهرفشان بگذار و بگذر

 

  در افتادم به گرداب غم عشق

 

                           مرا در این میان بگذار و بگذر

 

  مرا با سوز جان بگذار و بگذر

                           تو ای نامهربان بگذار و بگذر

 

+ نوشته شده در  86/06/07ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط ...  | 

یا صاحب الزمان

و باز هم جمعه ای دیگر

---

یاران دل را پاک می کنند گرد این خانه چهار گوش قشنگ.

برخی هنوز نمی دانند،  اما از گلوی شیعه واژه واژه دعای فرج می تراود.

 آدینه ها ، همین طور نمی مانند سرد و خاموش.

آدینه ها  ،گل می کنند یک روز و آن روز همه منتظر یک نغمه اند از این جا ،  یک نغمه دلنشین.

موسیقی ملایم  صدای گامهایت جاریست.

میایی تا شانه های ما  عطر باران بگیرد و دستهای ما طراوت.

***

برای فرج امام زمان دعا کنید دست کم یه صلوات بفرستید


+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 7:21 قبل از ظهر  توسط ...  | 

دلم سخت شکست

مطمئن باش و برو           

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال من است

تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط ...  | 

آرزوم دیدن روی ماهته

نميياد اوني كه دلم مي خواد

نميياد اوني كه رفته به باد

نميياد اوني كه عمر منه

نميياد اوني كه دل ميكنه

دوباره دلم مي خواد ببينمش

سرومو  روي شونش بزارم

شعر من زمزمه يه خواهشه

آرزوم  ديدن روي ماهشه

ميون غربت اين فاصله ها

قلب من هميشه چشم به راهشه

كاش ميشد عشقمو باور بكنه

اوني كه منو هرگز نمي خواد

نميياد     تموم عمرم نميياد

نميياد    ديگه هيچ وقت نميياد

 

                      عشق را مجالي نيست حتي آنقدر كه بگويم براي چه دوستت دارم...

+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط ...  | 

تنها

تنهاترين تنها چو بر من يک نظر کرد
از بي کسي هاي خودش صرف نظر کرد


با اين دل پژمرده از غمها سخن گفت
اندوه لالايي صحرا را به من گفت


از تنگدستي از رفاقت از خيانت
از نامرادي هاي مردم تنگ غربت


او گفت و من تنها شنيدم
غمهاي دل را مي خريدم


تا بوسه مرگ از شب تاريک ديدم
يک هم نفس با اين غزل نزديک ديدم


تا من زبان از درد دلها باز کردم
بغضم گرفت اما منش آغاز کردم


ناگاه اشکي روي دستم  ريخت
عشقي ز ياري گردنم آويخت

عشقي زلال و سرد و روح انگيز
عشقي مثال فصل من پاييز....

+ نوشته شده در  86/06/05ساعت 5:0 قبل از ظهر  توسط ...  |