ای دوست
برای يکدگر چون باده باشيم
حديث عشق را باهم بگوئيم
برای وصلمان هر دم بژوئيم
نيايد ساعتی يادم نباشی
اميد اين دل شادم نباشی
فراموشم نکن ياد تو هستم
بدان تنها دلم را بر تو بستم
عزیزم دوست دارم 





با ارزش تر از دوستی با مردم نیست...!!!
عزیزم دوست دارم 





























دوست داشتن تو..... .
بنام او که يادش در دل ، ترنم زيباترين نغمه هاي عاشقانه است
اگه مي تونستي در قلبم راه يابي در آنجا مي ديدي زمزمه ي ملايمي به گوش مي رسد و مي گويد تو را دوست دارم محبوب من !
اگه مي تونستي در اعماق روحم قدم بگذاري مي ديدي آن بيچاره سرگردان در جستجوي تو هست و مي گويد تو را دوست دارم ماه من !
اگه مي تونستي از راز دروني و آه سينه سوز من آگاه شوي مي ديدي که از ميان آن شعله سرکش و جان فرساي من صداي حقيقت و ملايمي که در جان من طنين انداخته به گوش مي رسد که مي گويد تو را دوست دارم !
اگه مي تونستي نگاه هاي پي در پي چشم اشکبارم را بفهمي احساس مي کردي کسي مي گويد دوستت دارم خوب من !
اگه مي تونستم تمام انديشه هاي دردناک را برايت بنويسم کتاب ها مي شد ولي ذره اي از اسراري که مدت هاست مرا رنج مي دهد برايت بازگو مي کنم و تا آخرين لحظات عمرم مي گويم : دوستت دارم.

راز عشق را تنها از تو بايد آموخت
بي تو بايد هر دم از تب عشقت سوخت
تو چه حسي هستي؟ كه به من پيوستي
هر نفس بي ترديد تو را بايد پرسيد
در تو بايد گُم شد ، بي هراس و بي باك
از تو بايد تابيد بر تنه كهنهء خاك
با تو ميشه خنديد به طلسم تقدير
با تو ميشه بخشيد روزگار دلگيـر
کي بود که با اشکاي تو يه اسمون ستاره ساخت![]()
کي بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت![]()
کي بود که با نگاه تو خواب و خيال عشق و ديد![]()
کي بود که تنها واسه تو از همه دنيا دل بريد
نگو کي بود کجايي بوداونکه برات ديوونه بود![]()
رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود![]()
من بودم اونکه دل اخر عشق تو رو خوند![]()
دادگاه عشق ...
قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبهيه دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ...
دوستت دارم

قسم خوردی میایی
نگو که بی وفایی
نگو که سهم این دل
بازم شده جدایی...
تو رفتی و سکوتت
من و به گریه انداخت
برای با تو بودن
چه کاخ حسرتی ساخت...
من و تو و جدایی
چه قصه محالی
قسم خوردی که هرگز
من و تنها نذاری...
تو رفتی و دو چشمانم به در ماند
سکوت سرد سایه تا سحر ماند
سکوتی تلخ و اندوهبار و سنگین
لبانم تا سحر بی همسفر ماند
ز شادی های سبز با تو بودن
برایم شاخه ای بی برگ و بر ماند
تو رفتی و ندانستی که بی تو
خیالت تا ابد در قلب و سر ماند
.................................................
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شود
طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شود
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنون نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی وریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم
ولی آخه تو بگو با دل عاشق چه کنم
یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم
یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک
یاد تو باشم و هر دم بکنم با تو خلوت
ياد تو باشد ازاين پس من و تو ما شده ايم
هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم!.

مادر را ستایش کنیم مادر را که زندگی من و تو منوط و مربوط به
اوست مادر را که در عرصه مشکلات و سختی ها در کوره راههای
دشوار زندگی استوار ایستاده و در رساندنقافله و یا کاروان کوچک
خانواده به سر منزل مقصود نقش حیاتی و سازنده را ایفا میکند ـ
مادر را ستایش کنیم که پناه بی پناهی های ماست مادر را که
نخستین روز های که هنوز پا بر دنیا نگذاشته بودیم همچو خونخوار
خونش را میکده ایم یا اینکه شبها موجب بیخوابیهایش شده و در
آوان جوانی دلهره های را به روا داشته ایم و او با آنکه در جمع همه
باشد خود را بدون فرزندش تنها احساس میکند فرزند برایش همچو
گلیست که در پرورش و تربیت آن شب و روز همچو باغبانی از دل و
جان میکوشد و هیچگاهی آرزوی دوری از گل پرورش داده خود اش
را ندارد ـ
آری مادری را بیاد آوریم که شجاعانه راه های پرخم و پیچ زندگی را
طی نموده و زمانی فرا رسید که فرزند و توته قلبش از او دور شده
راه هجرت را در پیش گرفت ـ
مادر همیشه چشم و گوش به ایستگاه موتر ها و سنگفرش خیابانها
بود که مبادا روزی فرزندش باز گردد ـ آری تنها او بود که چشم
انتظار فرزند و یا لااقل آشنای که از فرزندش بگوید زمانی که صدای
موتری را میشنید دست بر کمر گذاشته و پشت خمیده از درد
روزگارش را راست نموده بر می خاست لرزان لرزان گام برمیداشت
و میگفت امروز می اید به فکر فرو میرفت اما نه باز هم کسی
بدیدارش نیامده بود ـ آخر چرا او که زحمت نکشیده بود که پس از
چند سال بچه داری تکیه گاهش خانه محقری و امیدش به عرش
موتر ها باشد و همدمش کبوتران گرسنه که بدور پایش می پریدند ـ
او برای انتظار سختی نکشیده بود اشک انتظار در خانه کم فروغ
چشمان زن اشیانه کرده بود و بر گونه های گرم مادر روان بود گویی
از ین سکوت و بی خبری به جان رسیده و مرگ را بر انتظار ترجیع
میداد ـ
روح مادر از جسمش قوی تر و صبور تر بود کمرش از غم دوری فرزند
خمیده شده قلبش شکسته بود چشمانش خیلی زود تسلیم غصه
شده بودند اما روحش را هیچ کس نمی توانست از شوق دژ دار
دوباره فرزند جدا کند ـ
مادر در اندیشه دیدار دو باره فرزند به رویا ها رفت و با خود میگفت
اگر او راپس از چند سال بینم حتماً عوض شده اما مادر او را خواهد
شناخت؟
حتماً چند تار موی سپید نیز پیدا کرده وای که مادر آها را با چه رنجی
قبول خواهد کرد آه خدایا آخر هر هجرتی باز گشتی کرده نیز دارد
وای که اگر او همچو پرنده گاه مهاجر از سفر برگردد برگشت او
همچو تند بادی غمهای هر روزه مادر را از هم می پاشد وای که مادر
چقدر به انتظار این توسن است ـ
چند روزی بر تقویم روز های تنهائی مادر اضافه شد و باز با خود
میگفت امروز چند سال و چند روز از رفتنش میشود نه در خانه را
قفل نمی کنم مبادا خواب باشم و او کلید در را ندارد او تنها کلید
صندوقچه دل دارد چون خودش آنرا قفل زده و رفته ـ
روز دیگر گویی با همه روز ها فرق داشت آری آن روز مادر را کسی
به انتظار نشسته بود و مادر را با تمام وجود فریاد میزد و کبوتران
بدون هراسان بودند گویی کبوتران او را فریاد میزدند مادر مسافرت
آمده کجای ؟
وای خدایا که آنروز مسافری به دنبال او میگشت اما چه دیر بود که
تنهائی کبوتران خبر از مسافرت مادر میداند سفر به دیاری که باز
گشت برآن نیست مادر سر بالین غم و دست بر عکس فرزند به
خواب همیشگی رفته بود ـ
صدای در خانه پیچید در خانه را قفل کنید چون دیگر مادر چشم در
انتظار نیست
دیگر قلب مادر نبود که میشکست بلکه قلب فرزند بود که با حسرت
و آه به های های مادر گفتن پیوند می خورد ـ
بیاید کلید ها را قبل از قفل شدن بر در بچرخانیم یک شاخه گل با یک
لبخند ما یک قلب پر از شور و شادی مادر است .ما هرگز نمی
توانیم همه زحمات مادر را جبران کنیم.................
تا می تونید روش کلیک کنید.بعد یه نوشته زرد کنار هست روش کلیک کنید تا کلیک هاتون رو اضافه کنه.برای ورود به سایت این جا کلیک کنید اشکالی داشتید در قسمت نظرات بگید. حتما ببینید.برای دیدن عکس به ادامه مطلب بروید.
سری بهش بزنید و من رو از نظرات خوبتون آگاه
کنید.در ضمن از آن هایی که نظر می دهند خیلی
تشکر می کنم.فعلا بای بای
برای وارد شدن به وبلاگ این جا را کلیک کنید.


چه قصه ی تلخی بود![]()
چقدر بده یه مادر با تمام عشقش کودکش رو بزرگ کنه و بعد هر روز شاهد حرفهای کلفتش باشه![]()
چقدر زشته که ما عاشق همه چیز و همه کس میشیم جز عاشق مادرامون![]()
چقدر بده که به هر کسی میتونیم ابراز عشق و علاقه کنیم جز مادرامون![]()
و چقدر زشته که گاهی با این همه تو روی اونها وای میسیم!!!![]()
خدایا کمکمون کن تا بتونیم مقام بلند مادر رو بفهمیم و همیشه به جای اینکه قاتل جونش باشیم قاطق نونش باشیم ![]()
قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه
آهنگ جدید سعید کرمانی و علی شمس به همراه مسعود سعیدی به نام انتقام با سه کیفیت

آهنگ جدید و زیبای میلاد بیک به نام نرو با دو کیفیت

آهنگ جدید و بسیار زیبای علی راموز به نام ساحل با دو کیفیت

mp3 128
wma 64
آهنگ جديد و بسيار زيباي نيما مقدري به نام ديگه نه با سه کیفیت
کیفیت 128 mp3
کیفیت 64 wma
کیفیت 32 wma
در دیاری که درآن نیست کسی یار کسی
یا رب ای کاش که نیفتد به کسی کار کسی

می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده
در کنار تو لذت ببرم!
شاکر روزهایی که
هر یک به هدیه یی مانندند!
رویاها و امید هایی که
هنوز امکان ممکن شدن دارند
و عشق ها و مهربانی ها
که هنوز
فرصت تجربه کردنش با ماست!
یک روز
روز آخر ما خواهد بووود!!!

روز آخر!







این
گل تقدیم به عشقم که تازه از سفر اومده و تازه
قدم گذاشته در این مرز و بوم.من براش آروزی
موفقیت می کنم.عزیزم خیلی دوستت دارم.
منو ببر از این دیار
دلتنگم از دوریه تو
بی تو منم یه بی قرار
واسه دل خسته ی من
مرحم یاد تو بسه
تو این روزای شب زده
چشمات واسم همه کسه
مناظره
گفتم تو شيرين مني
گفتا تو فرهادي مگر
گفتم خرابت ميشوم
گفتا تو آبادي مگر
گفتم ندادي دل به من
گفتا تو جان دادي مگر
گفتم ز كويت ميروم
گفتا تو آزادي مگر
گفتم فراموشم مكن
گفتا تو در يادي مگر
گفتم خموشم سالهاست
گفتا تو فريادي مگر
گفتم كه بر بر بادم
گفتا نه بر بادي مگر
گفتم كه اين off را بخوان
گفتا كه الافم مگر
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم....![]()
چون دنيا يه روز تموم ميشه. ... ![]()
نميخوام بگم که مثل گلي. ... ![]()
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. .. ![]()
نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس. ..![]()
چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. . ![]()
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي. .. ![]()
چون اب که هميشه پاک نميمونه.. .![]()
نميخوام بگم که دوستت دارم. ... ![]()
چون منکه اصلا دوستت ندارم. ...
بلکه من عاشقتم

من چشمامو می بندم
تو بیا یواشکی بغلم کن
قول می دم که وسطش چشمامو باز نکنم که بفهمم تو بودی
تو هم می تونی اگه بعداً منو دیدی به روی خودت اصن نیاری که یه موقعی یواشکی بغلم کردی
یا حتی می تونی تو هم چشماتو ببندی اون موقع که یه جوری شاید خودتوگول بزنی
ولی فکرشو بکن
وسط اون موقعی که بغله
گفته بودم که
می دونم چه جوری بغلت کنم
می دونم
....


میدونی فاصله بین انگشتای دست واسه چیه؟
واسه اینه که یکی این فاصله رو پر کنه
پس توی زندگی دنبال کسی باش که دستت رو محکم بگیره و هیچ وقت ولش نکنه
یادت باشه اگه اون نتونست یا خواست ولت کنه تو فاصله انگشتاش رو پرکنی

چه گرمایی دارد این آتش عشق تو ، قلب مرا می سوزاند!






جز تو از هيچ کسي پيام نمي خوام! بي تو من ياهو مسنجر
نمي خوام! تو که نيستي سيستممو نمي خوام! يکي پرسيد اگه آي دي ات
هک بشه؟
حتي اين خيال زشتو نمي خوام!
من تو رو ميخوام ...تو رو ميخوام اونا را نمي خوام. ![]()
![]()
![]()
