دوستت دارم

با ارزش تر از دوستی با مردم نیست...!!!
نمی دونم چرا تنهام میذاری تا انتظار بکشم خودتم می دونی از انتظار کشیدن بدم میاد خب چرا اذیتم می کنی به کنارم بیا تا دیگه تنها نباشم تا دیگه فکرنکنم دوستم نداری.می دونی که منظورم خودته.وقتی عاشق میشی راز دلت رو نمی تونی بگی,
چقده سخته خدایا..........
روز نوروز بچینی گل سرخ, بر سر راه نگار, فرش کنی , دلبرت بیاد بپرسه کار کیست؟تو بهش نتونی بگی,
چقده سخته خدایا............
دلبرت خنده کنه,تو بسوزی,گریه کنی دلبرت بیاد بپرسه که چرا؟تو بهش نتونی بگی,
چقده سخته خدایا............
دلبرت سفر کنه,تنها شوی,مثل ماهیها از آب جدا شوی, بتپی ,مجنون شوی,تو به کسی نتونی بگی,
چقده سخته خدایا............
چقدر سخته یک نفر رو دوست داشته باشی,براش بمیری,باورت نکنه..............
و
چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی,هزار بار تو خودت بشکنی,ولی
آروم زیر لب بگی:گل من باغچه نو مبارک.

سلام عزیزم
سلامی که چه رازها در آن نهفته است
عزیزم تو را همچو مرجانی ته دریا می بینم
و دوست دارم در کنار تو باشم
و دریچه راز خود را به روی تو بگشایم
محبوبم
ای کاش پرنده مهاجر و خوش اوازی بودم
و در دستهای تو اشیانه می ساختم
ای کاش قطره اشکی بودم که از فروغ چشمانت تولد می یافتم
و بر گونه هایت بوسه می زدم
ودر هر گوشه از لبت می رفتم
و انگاه برای نوشتن خاطرات مرکب می شدم
وسپس مایه وجودت می شدم
اما به چه مشغول کنم دیده دل را که تو را می طلبد
و دیده تو را می جوید
عزیزم سوگند می خورم
که بهار را بخاطر زیباییش
و گل را برای بویدنش
و تو را بخاطر احساس پاکی که داری
دوست دارم
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی
تقدیم به عشق جاودانم م.ح من در ستایش توام مسیحا
من تو را با دستهای عشق...با نفسهای کلام مهر...با توسل بر صدای نافرمان ...در فرودست نهال آرزوهایم.دیده ام با چشمهای روشن دریا...در صدای بغض رویاها...ای تماشاترین احساس.....
تو را فریاد خواهم کرد.
با صدای هق هق تنهایی امروز....من امید را در طلوع لحظه ی خوشبختی فردا میبینم.
ای تراوش در طنین ناله های من،
ای تمنا در حریم سبز اندیشه.
توی کوچه دلم قدم میزنه
نسیم خاطره هاش مثل باد پائیزی
برگهای خاطرامو به بازی می گیره
گاهی، غبار رد پاهاش
اشک چشمامو در میاره
با اشک چشمام
اب می پاشم، تا دوباره غبار نباشه
جاروش می کنم
تاصفامو ببینه
فرشی می ندازم
تا غریب نباشه
تقدیم به عابرکوچه ساکت دلم
××××××××××××××××××××
دوستت مي دارم اگرچه مي دانم دوست داشتن گناه است عاشقت هستم گرچه مي دانم عشق هم آخر دوزخي دارد مي پرستمت گرچه مي دانم پرستش كار كافران است.
××××××××××××××××××××
اوني که شکستي تو دلم شيشه نبود از اونا که دوباره درست ميشه نبود.
××××××××××××××××××××
اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ... . مواظب خودت باش.
××××××××××××××××××××
اگه دردي تو پاهات حس مي کني، اگه احساس مي کني خيلي خسته اي مطمئن باش که مريض نيستي...
به خاطر اينه که روزي هزار بار مياي تو خاطر منو ميري
××××××××××××××××××××
کاش همان لحظه که تقديم تو شد هستي من، مي سپردم که مواظب باشي جنس اين جام پر از عشق، بلور است!
مبادا که بازيچه شود، مي شکند...
××××××××××××××××××××
اگه گفتي اين چيه؟
>->o
.
.
.
.
.
اين منم که از دوريه تو مردم
××××××××××××××××××××
دل به اوج بسپار و فرصت پرواز را از پرندهي جان دريغ مدار
که ذات انسان در فرا رفتن است که ظهور مييابد
نه در فرو ماندن...
××××××××××××××××××××
پروانه ي من در تاري افتاده است که عنکبوتش سير است،نه مي تواند پرواز کند نه بميرد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روزي سه تا ديوونه مي رن عروسي، دو تا شون مي رن وسط و مي رقصن، اون يکي مي شينه کنار و مي گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،مي پرسن؟ تو چرا نمي رقصي؟ مي گه: من رقص نورم!!!
عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار
ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند
چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو ميگذارند؟ چون كار از محكمكاري عيب نميكنه
آخرين دنداني كه در دهان ديده ميشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
چطور ميشود چهارنفر زير يك چتر بهايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند
اگر سر پرگار گيج برود چه ميكشد؟ بيضي
چرا لكلك موقع خواب يك پايش را بالا ميگيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، ميافتد
چرا دود از دودكش بالا ميرود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون
فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق
چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در میزنه
ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بيهنر داده است
خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچگوشتي بره
اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت ميكند چيست؟ مورچهاي است كه شلوارلي پوشيده
بعضيها را چگونه براي هميشه ميشود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مينويسم: «لطفاً بچرخانيد
چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما ميروند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود
چرا بعضيها با دو دستشان دست ميدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند
چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نميشه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره
باز من دیوانه ام، مستم
باز میلرزد دلم، د ستم
باز گوئی در جهان دیگری هستم
های !نخراشی بغفلت گونهام را، تیغ!
های، نپریشی صفای زلفکم را، دست!
و ابرویم را نریزی، دل!
ای نخورده ست
لحظه دیدار نزدیکست.
داشتن. زیرا تنها دست زندگی نگه دارنده ی قلبهای شماست و
در کنار یکدیگر بایستید اما نه نزدیک به هم , همچون ستون های
معبد که از هم جدا هستند و مانند درختان بلوط و سرو که در کنار هم
و نه در سایه ی هم رشد می کنند و بارور می شوند![]()
|
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه
یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد * ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد |
اشکای چشمامو ببین که میریزه به پای تو
بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو ![]()
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من ![]()
اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم ![]()
لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم ![]()
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی ![]()
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی ![]()
دوستت دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود ![]()
واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون
عشق
عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو
نه اگر قلب تو سنگي ست، بيا عاشق شو
***********
آسمان زير پروبال نگاهت آبي ست
شوق پرواز تو رنگي ست، بيا عاشق شو
***********
ناگهان حادثه ي عشق، خطر كن، بشتاب
خوب من، اين چه درنگي ست، بيا عاشق شو
***********
با دل موش، محال است كه عاشق گردي
عشق، تصميم پلنگي ست، بيا عاشق شو
***********
تيز هوشان جهان، برسر كار عشقند
عشق، رندي است، زرنگي ست،بيا عاشق شو
***********
كاش در محضر دل بودي و ميديدي تو
بر سر عشق، چه جنگي ست! بيا عاشق شو
***********
« مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز»
صورت آينه زنگي ست، بيا عاشق شو
***********
مي رسي با قدم عشق به منزل، آري...
عشق، رهوار خدنگي ست، بيا عاشق شو
***********
باز گفتي تو كه فردا!!! به خدا فردا نيست
زندگي، فرصت تنگي ست، بيا عاشق شو
***********
كار خير است، تأمل به خدا جايز نيست!
عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
يك چيزي را هم بگم براي دخترها ، خيلي از دخترها فكر ميكنند اگر در دوران دوستي با پسري با او رابطه جنسي داشته باشند آن پسر درباره آنها فكر ديگري ميكند. خوب ببينيد اين يك جنبه قطعي ندارد بله بسياري از پسرها چنين تفكري دارند بخصوص افرادي كه از نظر فرهنگي از سطح پايين تري برخوردار هستند.اما در حداقل در مورد خودم و بسياري از كساني كه مي شناسم اينگونه نيست. يك رابطه جنسي واسه پسرها خيلي جذاب است و حتي اونها را وابسته ميكند از نظر من وقتي دختري به پسري اجازه ميدهد كه او را ببوسد يعني به او اعتماد دارد. اين طرز تفكر خيلي وابسته به فرهنگ شخص هست و اينكه خانواده يا دوستانش چه چيزي را به او ارزش نشان داده اند. ![]()
در مورد پسرها بايد بگم اگر شما دختري هستيد كه با دوست پسر خود رابطه جنسي داريد هرگز اجازه ندهيد او فكر كند يا احتمال دهد كه شما اين رابطه را با كس ديگر ممكن است داشته باشيد كه آنوقت فكر ديگري درباره شما
ميكنند و سعي ميكنند كه از شما استفاده ابزاري كنند.اگر يك پسر يا شرايط فرهنگي متوسط پس از يك رابطه چند ماه با دختري رابطه جنسي برقرار كند و مطمئن باشد كه اين دختر به خاطر ارزشي كه براي او قائل است چنين اجازهاي داده است فكر نمي كنم از پاكي و قداستي كه براي دختر و عشق خود قائل است چيز كم شود.
يك نكته ديگر كه به نظرم دخترها بايد به او توجه كنند اين هست اگر خواستيد چنين رابطه اي را برقرار كنيد هيچ وقت خود را تسليم لحظات شهواني خود يا پسر مورد علاقتان نكنيد . سعي كنيد چنين رابطه اي در حاليكه به يكديگر ابراز احسسات مي كنيد شكل گيرد. مثلا موقع خداحافظي همديگر را ببوسيد و در آغوش گيرد واجازه دهيد اين رابطه در يك مدت زماني و ذره ذره برقرار شود . آنوقت اثري خواهد داشت فراموش ناشدني!
با آرزوي عشقي پاك براي شما
شازده
جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملآ سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود.
پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند.
مرد جوان در کمال افتخار با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت.
ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت:
اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاهی
انداختند.قلب او با قدرت تمام می تپید. اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته
شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود. اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده
بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد.
در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود.
مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند این پیر مرد چه طور
ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.
مرد جوان به قلب پیر مرد اشاره کرد و با خنده گفت:
تو حتمآ شوخی می کنی٬ قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو تنها مشتی زخم
و خراش و بریدگی است . پیرمرد گفت:
درست است قلب تو سالم است اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم.
می دانی هرکدام از این زخمها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام٬
من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام ٬ گاهی او هم بخشی از قلبش
را به من داده که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده ام. اما چون این تکه ها مثل
هم نبوده اند٬ گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند چرا که یاد آور
عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام٬ اما آنها چیزی از قلب خود به
من نداده اند.اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه درد آورند اما یاد آور عشقی
هستند که داشته ام٬ امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با
تکه ای که من در انتظارش بودم پر کنند...
حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد در حالیکه اشک از گونه هایش سرازیر بود به سمت
پیرمرد رفت و از قلب جوان و سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد
تقدیم کرد.
پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای زخم
قلب مرد جوان گذاشت.
مرد جوان به قلبش نگاه کرد٬ دیگر سالم نبود٬ اما از همیشه زیباتر بود. عشق از قلب
پیر مرد به قلب او نفوذ کره بود.
نام: بیگانه
نام خانوادگی: آواره و سرگردان
نام مادر:فرشته مهر
صادر از:شهر عشق کوچه بدبختی پلاک نیستی طبقه فلاکت
جرم : بدنیا آمدن
محکومیت: زندگی کردن
تاریخ تولد:زمانی که با او آشنا شدم!
تاریخ وفات : زمانی که از او جدا شدم!
خانه خراب تو شدم
به سوي من روانه شو
سجده به عشقت مي زنم
منجي جاودانه شو
اي کوه پر غرور من
سنگ صبور تو منم
اي لحظه ساز عاشقي
عاشق با تو بودنم
روشن ترين ستاره ام
مي خواهمت مي خواهمت
تو ماندگاري در دلم
مي دانمت مي دانمت
اي همه وجود من
نبود تو نبود من
اي همه وجود من
نبود تو نبود من
امید وارم که از آمدن در این وبلاگ نه سایت لذت برده باشید
وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد : معلمینی که چون شمع می سوزند تا پایان سال ۸۶ گازسوز خواهند شد ترکه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد اگه بگي دوستم نداري جوجو مي شم ميرم تو باغچه و اونقدر جيك جيك ميكنم تا پيشي بياد منو بخوره يه روز يه مردي ميره پيش خدا . غضنفرازجواني ارزوي پولدارشدن داشت وبه ارزويش درسن90سالگي رسيدباسرمايه اش درتمام شهرمستراح درست كرد دوستانش گفتند چرااين كارراكردي گفت اين شانس رابايدتوش جيش كرد مظفر ميره دستشويي ميگه مييييييگوزيم يك روز يه بره با مامانش دعواش ميشه گوشي تلفن را بر مي داره ميگه الو كشتارگاه يه روز يه گاوه سرم ا مي خوره به جاي شير بستني ميده ترانه جديد مهران مديري؟دستها همه بالا مربا بده بابا به بچه ميگن چرا با دستات اومدي تو كوچه - پسره ميگه آخه بابام گفته حق نداري پاتا بزاري تو كوچه هنگاميكه ابوريحان بيروني در بسترمرگ بود فرزندش به او گفت اخرين خواسته خود را بگو تا انجام دهم مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها شيطون بايد از روي عكس چي توز ببينم موتور خريدي؟ نيروي انتظامي ميبينه يه نفر با ماشينش توي ميدون انقلاب هي داره دور ميزنه. بهش مشكوك ميشن .با ماشينشون ميرن كنارش. ميبينن منصور خان زرگنده است .هروقت به سر خيابان كارگر ميرسه ميگه: اي ي ي ي هو ما كجا ميخواستم برم ن ن ننده دزدي لباسي را ربود و به بازار برد تا بفروشد .در بازار لباس را از او دزديدند در راه برگشت رفيقش به او گفت : لباس را چند فروختي ؟ غضنفر زنگ ميزنه فلسطين زود قطع ميکنه ازش دليلش رو مي پرسند ميگه: مي خواستم ببينم هنوز اشغاله يا نه. مار كبري خودش رو آرايش مي كنه ميره جلوي آينه ميزنه تو صورتش ميگه : واي كبري خودتي؟ گزارشگري در مسابقات ژيمناستيك گزارشگري مي كرد. يه روز يه پسره مي ره خا ستگاري دختره رو كه مي بينه پسند نمي كنه به باباي دختره ميگه مي ريم يه دور مي زنيم بر مي گرديم دوست رشتیه بهش می گه عجب بچه. خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار خداییش اگه خوشتون اومده یه نظرم بدین بد نیستا تو زمانه ای که گل عاشق میشه الاغ آواز میخونه ماهی گرریه میکنه چه اشکالی داره میمون جک های منو بخونه . . . . . . . این پایینو که نگفتم هنرپیشه ی زن معروف سینما ؟ الف)هدیه تهرانی ب)کادوی تهرانی ج)چشم روشنی تهرانی ن)قابل نداره تهرانی ۲.سرعت نور چقدر است؟ الف)خوب است ب)بد نیست ج)شما چطوری ن)چه خبر ۳.نویسنده ی منطق الطیر چه کسی است؟ الف)عطار نیشابوری ب)نجار نیشابوری ج)سمسار نیشابوری ن)کوپن فروش نیشابوری ۴.مهاجم سال های دور منچستر یونایتد؟ الف)اندی کول ب)اندی سر شانه ج)اندی پشت بازو ن)اندی مرسی هیکل eshaban tenat eb ras mahkim یعنی تو واسم عزیزترینی جالب اینجاست که اگه این ضرب المثل رو برعکسم بخونی همین معنی رو میده اگه باور نداری خوب امتحان کن ........باحال بود نه؟ تو مثل هیچ کسی نیستی... حالا شاخ نشو هیچ گهی نیستی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ازش ميپرسه..چرا زنها خشگلن .
جواب ميدن.. براي اينكه شما ها دوستشون داشته باشين.
دوباره ميپرسه .. پس چرا ناقص العقلند .
جواب ميدن .. براي اينكه مردا رو دوست داشته باشن![]()
![]()
![]()
اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ان دانشمند گفت مربا بده بابا ![]()
![]()
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم![]()
![]()
![]()
گفت : به همان قيمت كه خريده بودم![]()
![]()
![]()
خب . حالا افتاب بالانس مهتاب بالانس حالا برو تو امبولانس![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

پسر:دوستت دارم
دختر:خفه شو!
پسر:می ذاری بوست کنم؟
دختر:خفه شو!
پسر:تو تمام زندگی منی
دختر:خفه شو!
پسر:با من ازدواج می کنی؟
دختر:راست میگی؟
پسر:خفه شو!
به من گفت: آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی: بمیر ......میمیرم.
باورم نمی شد
برای یک امتحان ساده ، به او گفتم: بمیر!
سالهاست در تنهایی پژمرده ام
کاش امتحانش نمی کردم.
اشكي كه بيصداست
پشتي كه بيپناست
دستي كه بسته است
پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است
شعري كه بيبهاست
شرمي كه آشناست
دارايي من است
ارزاني شماست .
گفت آغازش سراسر بندگيست
گفتمش پايان آن را هم بگو
گفت پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درماني ندارد، بي دواست
گفتمش يک اندکي تسکين آن
گفت تسکينش همه سوز و فناست
زير اين طاق کبود يکی بود،يکی نبود
مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسير يه قفس
شب و روزش بی نفس همهء آرزوهاش پر کشيدن بود و بس
تا يه روز يه شاپرک نگاشو گوشه ای دوخت
چشمش افتاد به قفس دل اون بد جوری سوخت
زود پريد روی درخت تو قفس سرک کشيد
تو چشم مرغ اسير غم دل تنگی رو ديد
ديگه طاقت نيوورد ،رفت توی قفس نشست
تا که از حرفهای مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بيا تا با هم پر بکشيم
تبريم تا اون بالاها سوار ابرا بشيم
يه دفعه مرغ اسير نگاهش بهاری شد
بارون از چشمای مرغ روی گونش جاری شد
شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اون رو ديد
با خودش ه عهدی بست،نفس سردی کشد
ديگه بعد از اون قفس،رنگ تنهايی نداشت
توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمي ذاشت
تا يه روز يه باد سرد ميونه قفس وزيد
آسمون سرخابی شد سوز برف از راه رسيد
شاپرک يخ زد و يخ
مرد و موندگار نشد
چشاشو رو هم گذاشت ديگه اون بيدار نشد
مرغ عشق شاپرکو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسموووووووووون تا که دق کردشو مرد
مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را
نسیم مست وقتی بوی گل می داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را
خیانت قصه ی تلخی است اما از که می نالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟!
نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را!
چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را